محمد تقي جعفري

13

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

24 ، 26 - إنّ الزّاهدين فى الدّنيا تبكى قلوبهم و إن ضحكوا ، و يشتدّ حزنهم و إن فرحوا و يكثر مقتهم أنفسهم و إن اغتبطوا بما رزقوا ( در اين دنيا دلهاى پارسايان مىگريد اگر چه بخندند و اندوه آنان سخت مىشود اگر چه شادمان باشند و خصومت آنان با نفسهاى اماره شان فراوان است اگر چه به آنچه به آنان روزى شده است مورد غبطه باشند . ) غم و اندوهى مقدس در دل ، با شادى و خنده اى در ظاهر ندهى اگر به او دل به چه آرميده باشى نگزينى ارغم او چه غمى گزيده باشى فيض كاشانى آب حيات من است خاك سر كوى دوست گر دو جهان خرميست ما و غم روى دوست سعدى در خلال تفسير خطبه‌هاى گذشته ، دو نوع مشخص براى غم و اندوه مطرح نموده و مسايلى را در پيرامون آنها متذكر شديم . يكى از اين دو نوع ، همان غم و اندوه ناشى از درك ضرر در مال و جان و موقعيت و مقام و خواسته است كه هيچ كس در اين دنيا نمىتواند گريبان خود را از چنگال آنها رها نمايد . اين همان غم و اندوهى است كه همگان مىخواهند از آن فرار كنند و براى دفع كلى يا تقليل آن ، از همهء توانائىهاى خود بهره مىجويند . از مختصات اين نوع غم و اندوه كاهش فعاليتهاى مغزى و روانى و حتى جسمانى است ، كه خود موجب ضررهاى ديگر مىگردد . اشخاصى كه به اين نوع از غم و اندوه مبتلا مىشوند ، در صورت استمرار آن به نوعى از بدبينى دچار مىگردند كه حيات را با آن همه درخشندگى و اهميتى كه دارد تيره و بى اهميت مىنمايد . نوع دوم از غم و اندوهى ، است كه درون هيچ انسان رشد يافته اى خالى از آن نيست . زيرا يكى از مختصات رشد همين است كه انسان همواره همزمان با احساس انبساط روانى و بهجت روحى ، نوعى سوزش اشتياق به كمال بالاتر را با انقباضى ناشى از اين كه ، مبادا در گذرگاه عمر در آنچه كه